Haben
| Perfekt | Präteritum | Präsens | Pronomen |
|---|---|---|---|
| habe gehabt | hatte | habe | ich |
| hast gehabt | hattest | hast | du |
| hat gehabt | hatte | hat | er/sie/es |
| haben gehabt | hatten | haben | wir |
| habt gehabt | hattet | habt | ihr |
| haben gehabt | hatten | haben | sie/Sie |
معانی
1. داشتن، مالکِ چیزی بودنHaben+akk.بیشتر▾
2. در دسترس داشتن، در اختیار داشتنHaben+akk.بیشتر▾
3. (با «zu haben sein») قابلِ تهیه بودن، در دسترسِ خرید بودنبیشتر▾
4. (بیماری، حالت یا وضعیتی) داشتن، به آن دچار بودنHaben+akk.بیشتر▾
5. (در مدرسه) مبحثی را درس گرفتن، مشغولِ آموختنِ موضوعی بودنHaben+akk.بیشتر▾
6. (معنایِ کمرنگشده) خواستن، احساس کردن؛ بههمراهِ اسم برایِ بیانِ حالتیHaben+akk.بیشتر▾
7. (با zu + مصدر) بایستن، الزام داشتنبیشتر▾
8. (با zu + مصدر) حق یا اختیارِ انجامِ کاری را داشتنبیشتر▾
9. (انعکاسی، محاوره) ادا درآوردن؛ (es hat sich) تمام شد، دیگر مطرح نیستsich Habenبیشتر▾
10. (فعلِ کمکی) برایِ ساختنِ زمانِ ماضیِ نقلی و ماضیِ بعیدبیشتر▾
معانی
1. (حسابداری) طرفِ بستانکار؛ مجموعِ دارایی و درآمدبیشتر▾
2. (حسابداریِ دوطرفه) ستونِ سمتِ راستِ حساب، سمتِ منبعبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
