halb
معانی
1. نیم؛ یکی از دو بخش برابر یک کل، نصف دقیق (اندازه، چیز، آدم)بیشتر▾
2. (مکانی) نیمه؛ نصف مسافت یا اندازهبیشتر▾
3. (زمانی؛ برای ساعت) نیم؛ سی دقیقهی هر ساعت (halb zwölf = ۱۱:۳۰)بیشتر▾
4. ناقص؛ ناتمام و نیمهکارهبیشتر▾
5. مبهم؛ نیمهپیدا و نامشخصبیشتر▾
6. کمشدت؛ با نیمی از نیرو یا روشناییبیشتر▾
7. (قیدی؛ halb ... halb) تا حدی ... و تا حدی ...بیشتر▾
8. (قیدی؛ halb und halb) بهطور مساوی؛ نیمبهنیمبیشتر▾
9. (قیدی؛ halb und halb) تقریباً؛ تا حدودیبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




