Klar
| Klar | klarer | am klarsten |
معانی
1. (دربارهی هوا و آسمان) بدون مه و غبار؛ صاف و بدون ابر؛ با دید بدون مانعبیشتر▾
2. (محاورهای) بدیهی، طبیعی؛ البتهبیشتر▾
3. شفاف و بدون کدورت؛ زلال، خالصبیشتر▾
4. واضح و روشن؛ بدون ابهام؛ بیچونوچرابیشتر▾
5. قابلفهم و خوانا؛ مرتب و شفاف (در بیان و ارائه)بیشتر▾
6. درست و دقیق؛ بدون خطا (در فهمیدن و دریافت)بیشتر▾
7. منظم و قابلپیشبینی؛ سامانیافتهبیشتر▾
8. (مجازی) منطقی و هوشیار؛ دارای ذهنی روشنبیشتر▾
9. (دربارهی رنگ) ناآمیخته و خالص؛ درخشانبیشتر▾
10. (مجازی) درخشان، باز و بیپیرایه (دربارهی چشم و نگاه)بیشتر▾
11. (دربارهی صدا) روشن و زنگدار؛ شفافبیشتر▾
12. (اصطلاح دریانوردان و خلبانان) آماده و مهیا برای کاریبیشتر▾
13. (گویشی) ریز آسیابشده (دربارهی شکر)بیشتر▾
معانی
1. (گویشی، بهویژه اتریشی) سفیدهی تخممرغ (هممعنی Eiklar)بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




