در حال بارگذاری...

اسمNomen

Haus

das/[haʊ̯s]
جمع: Häuser
ملکی: Hauses

معانی

• Sie wohnen in einem großen Haus mit Garten.آن‌ها در خانه‌ی بزرگی با باغ زندگی می‌کنند.
• Gäste schneien ins Haus.مهمان‌ها یک‌دفعه سر می‌رسند.
• Die Kohlen werden frei Haus geliefert.زغال‌سنگ تا درِ خانه تحویل داده می‌شود.
• Er fällt mit der Tür ins Haus.او بی‌مقدمه حرفش را می‌زند.
• Das Haus der Kultur ist am Sonntag geöffnet.خانه‌ی فرهنگ یکشنبه باز است.
• Das Haus war bis auf den letzten Platz gefüllt.سالن تا آخرین صندلی پر بود.
• Wir übernachten im Haus Seeblick.ما شب را در «هاوس زیبلیک» می‌مانیم.
• Die Familie fuhr ins Haus am See.خانواده به خانه‌ی کنار دریاچه رفت.
• Ein Angestellter unseres Hauses wird bei Ihnen vorsprechen.یکی از کارمندان شرکت ما به شما مراجعه خواهد کرد.
• Ich gehe nach Hause.من به خانه می‌روم.
• Er ist in der Mathematik zu Hause.او در ریاضی تبحر دارد.
• Das ganze Haus ist verreist.همه‌ی ساکنان خانه سفر کرده‌اند.
• Die Dame des Hauses empfing die Gäste.خانم خانه از مهمان‌ها پذیرایی کرد.
• Das Haus Habsburg regierte lange.خاندان هابسبورگ مدت‌ها حکومت کرد.
• Das Haus spendete minutenlang Beifall.حضار دقایقی طولانی کف زدند.
• Das Hohe Haus schreitet zur Abstimmung.مجلس به رأی‌گیری می‌پردازد.
• Sie führt ein großes Haus.او خانه‌ای بزرگ را اداره می‌کند.
• Frau von Tümmler liebte es, ein Haus zu machen.خانم فون تومر دوست داشت مهمانی بدهد.
• Die Schnecke kroch in ihr Haus.حلزون به درون صدفش خزید.
• Er war ein gemütliches, patentes Haus.او آدم خوش‌مشرب و کاردانی بود.
• Na, wie geht es, altes Haus?خب، حالت چطور است، رفیق؟

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی