heiß
| heiß | heißer | am heißesten |
معانی
1. دارای دمای بالا؛ بسیار گرم؛ داغبیشتر▾
2. (مجازی، دربارهی احساسات) پرحرارت و پرشور؛ تند و شدید در گفتاربیشتر▾
3. (مجازی) پرشور، با احساس عمیق؛ صمیمانهبیشتر▾
4. (مجازی) پرمخاطره و دارای پتانسیل درگیری بالا (تا حد خشونت)بیشتر▾
5. (محاورهای) پرخطر، حساس؛ غیرقانونیبیشتر▾
6. (محاورهای) امیدبخش و دارای شانس موفقیت؛ مُد روز، مورد توجه عمومیبیشتر▾
7. (در عبارت heiße Phase) مرحلهی پایانی و تعیینکنندهی یک روندبیشتر▾
8. (عامیانه، مجازی) تحریککننده و جذاب از نظر جنسیبیشتر▾
9. (محاورهای؛ دربارهی سگها) آمادهی جفتگیری؛ در فصل فحلیبیشتر▾
10. (محاورهای، مجازی) هیجانانگیز، پرانرژی و پرشوربیشتر▾
11. (محاورهای، مجازی؛ دربارهی وسایل نقلیهی ورزشی و رانندگی) قدرتمند، سریع و پرسرعتبیشتر▾
12. (فیزیک اتمی) دارای مواد بهشدت رادیواکتیوبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




