در حال بارگذاری...

اسمNomen

Herd

der/[heːɐ̯t]
جمع: Herde
ملکی: Herdes/Herds

معانی

• Der Topf steht auf dem Herd.قابلمه روی اجاق است.
• Eigener Herd ist Goldes wert.کاشانه‌ی خود ارزش طلا دارد.
• Der Herd des Brandes war die Küche.کانون آتش آشپزخانه بود.
• Das Viertel gilt als Herd der Unruhe.این محله کانون ناآرامی شمرده می‌شود.
• Man fand den Herd der Krankheit.کانون بیماری را پیدا کردند.
• Der Herd des Erdbebens lag tief.کانون زلزله عمیق بود.
• Im Herd des Hochofens schmilzt das Erz.در کف کوره‌ی بلند سنگ معدن ذوب می‌شود.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی