ضمیر مبهمIndefinitpronomen
kein
[kaɪ̯n]
| مذکر | مؤنث | خنثی | جمع | |
|---|---|---|---|---|
| فاعلی (Nominativ) | kein | keine | kein | keine |
| مفعولی مستقیم (Akkusativ) | keinen | keine | kein | keine |
| مفعولی غیرمستقیم (Dativ) | keinem | keiner | keinem | keinen |
| ملکی (Genitiv) | keines | keiner | keines | keiner |
معانی
1. (صفتی) اسمی را که با حرف تعریف نامعین یا بدون حرف تعریف میآید نفی میکند؛ هیچ، نه یک؛ بدونبیشتر▾
• Kein Wort kam von seinen Lippen.هیچ کلمهای از لبانش بیرون نیامد.
2. (محاورهای؛ پیش از عددها بهجای nicht) حتی … نه؛ کمتر ازبیشتر▾
• Sie ist noch keine achtzehn Jahre alt.او هنوز هجده ساله نیست.
3. (جانشین اسم؛ keiner/keins) هیچکس؛ هیچ یکبیشتر▾
• Keiner wird das glauben.هیچکس این را باور نمیکند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




