اسمNomen
Kreuzung
die
جمع: Kreuzungen
ملکی: Kreuzung
معانی
1. چهارراه؛ تقاطع (نقطهی برخورد دو یا چند راه ارتباطی)بیشتر▾
• Das Auto hielt an der Kreuzung und überfuhr bei Rot die Kreuzung.ماشین در چهارراه ایستاد و در چراغ قرمز از چهارراه گذشت.
2. (زیستشناسی) آمیزش؛ تلاقی (جفتگیری دو والد از نژاد، گونه یا جنس متفاوت)بیشتر▾
• Die Kreuzung dieser beiden Getreidearten war kein Erfolg.آمیزش این دو نوع غله موفقیتآمیز نبود.
3. (زیستشناسی) دورگه؛ آمیخته (جانور یا گیاهی که از آمیزش دو والد متفاوت پدید آمده است)بیشتر▾
• Dieses Tier ist eine Kreuzung von Mufflon und Hausschaf.این جانور دورگهی قوچ وحشی و گوسفند اهلی است.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




