اسمNomen

Lehrer

der/[ˈleːʀɐ]
جمع: Lehrer
ملکی: Lehrers

معانی

• Den Zürcher Mittelschulen fehlt es an qualifizierten Lehrern für Mathematik, Physik und Chemie.مدارسِ متوسطه‌یِ زوریخ با کمبودِ معلمانِ شایسته‌یِ ریاضی، فیزیک و شیمی روبه‌رو هستند.
• im Jahr 1972, wurde Alfred Schmidt Nachfolger auf dem Lehrstuhl für Philosophie und Soziologie an der Goethe‑Universitätدر سالِ ۱۹۷۲ آلفرد اشمیت جانشینِ کرسیِ فلسفه و جامعه‌شناسی در دانشگاهِ گوته شد.
• Nach 2 Jahren Blockflötenunterricht...hat er acht Jahre lang bei neun verschiedenen Lehrern Klavierunterricht genossen.پس از دو سال آموزشِ فلوتِ ریکوردر، هشت سال نزدِ نُه آموزگارِ گوناگون پیانو آموخت.
• Für Skikurse stehe jeden Samstag und Sonntag mindestens ein Lehrer für Ski und Snowboard bereit.برایِ دوره‌هایِ اسکی هر شنبه و یکشنبه دست‌کم یک مربیِ اسکی و اسنوبرد آماده است.
• Konfuzius, der sich nie als Religionsgründer, sondern in geistiger Verwandtschaft mit Sokrates als Weiser und Lehrer verstanden hatکنفوسیوس، که هرگز خود را بنیان‌گذارِ دین نمی‌دانست، بلکه در خویشاوندیِ فکری با سقراط، خود را حکیم و آموزگار می‌دانست.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی