اسمNomen

Lehrerin

die/[ˈleːʀəʀɪn]
جمع: Lehrerinnen
ملکی: Lehrerin

معانی

• als Lehrerin fühle sie sich manchmal »wie ein gehetztes Tier«, vor allem in Physikبه‌عنوانِ معلم، او گاهی «مانندِ حیوانی تعقیب‌شده» احساس می‌کند، به‌ویژه در فیزیک.
• Sie war Lehrerin an der Universität.او استادِ دانشگاه بود.
• ist auch Supervisorin, Lehrerin für QiGong und Tai Chiاو همچنین ناظر (سوپروایزر) و آموزگارِ چی‌گونگ و تای‌چی است.
• Die Lehrerin für Ski und Snowboard wartet am Lift.مربیِ اسکی و اسنوبرد کنارِ بالابر منتظر است.
• Sie ist eine spirituelle Lehrerin, ein Guru, auf jeden Fall ein Phänomenاو آموزگاری معنوی، یک گورو و به هر حال پدیده‌ای است.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی