1صفتAdjektiv

Lila

[ˈliːla]

معانی

• Auf einem Drittel der eingeschickten Bilder waren die Kühe lila ausgemalt.در یک‌سوم تصاویر ارسال‌شده گاوها بنفش نقاشی شده بودند.
2
اسمNomen
das/[ˈliːla]
جمع: Lilas
ملکی: Lilas

معانی

• Aber er nahm dieses dunkle Lila, und es sah unglaublich schön aus.ولی او این بنفش تیره را برداشت و فوق‌العاده زیبا شد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی