صفتAdjektiv
möglich
[ˈmøːklɪç]
| möglich | möglicher | am möglichsten |
معانی
1. ممکن (چنان که بتوان کاری را انجام داد، به آن رسید یا آن را محقق کرد)بیشتر▾
• Es ist mir nicht möglich, jedem einzelnen dafür zu danken.برای من ممکن نیست که از یکایکِ آنان بابت این کار سپاسگزاری کنم.
2. محتمل (با احتمالی مشخص موجود یا رخدهنده؛ همچنین در اظهارِ شگفتی)بیشتر▾
• Auch Gewitter mit Starkregen, Hagel und Sturmböen sind möglich.رعدوبرق همراه با بارانِ سنگین، تگرگ و وزشِ شدیدِ باد نیز محتمل است.
3. موجود، قابل انتخاب (در اختیار یا در دسترسِ انتخاب)بیشتر▾
• Es gibt zwölf Fragen mit jeweils drei möglichen Antworten.دوازده پرسش وجود دارد که هر کدام سه پاسخِ ممکن دارند.
4. گوناگون، همهجور (در عبارتهایی مانند alle möglichen و alles Mögliche؛ هممعنی با allerlei)بیشتر▾
• Er hat alles Mögliche versucht.او هر کاری را که ممکن بود امتحان کرد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
