صفتAdjektiv

möglich

[ˈmøːklɪç]
möglichmöglicheram möglichsten

معانی

• Es ist mir nicht möglich, jedem einzelnen dafür zu danken.برای من ممکن نیست که از یکایکِ آنان بابت این کار سپاسگزاری کنم.
• Auch Gewitter mit Starkregen, Hagel und Sturmböen sind möglich.رعدوبرق همراه با بارانِ سنگین، تگرگ و وزشِ شدیدِ باد نیز محتمل است.
• Es gibt zwölf Fragen mit jeweils drei möglichen Antworten.دوازده پرسش وجود دارد که هر کدام سه پاسخِ ممکن دارند.
• Er hat alles Mögliche versucht.او هر کاری را که ممکن بود امتحان کرد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی