حرفاضافهPräposition
neben
[ˈneːbn̩]
معانی
1. (مکان، داتیو) موقعیت: در کنار چیزی یا کسی، در همسایگی بیواسطه؛ کناربیشتر▾
• Er steht neben mir.او کنار من ایستاده است.
2. (مکان، اکوزاتیو) جهت: رفتن به کنار چیزی یا کسی؛ کناربیشتر▾
• Ich setze mich neben ihn.من کنار او مینشینم.
3. (مجازی، داتیو) در کنار، در مقایسه؛ همردیف شدنبیشتر▾
• Er kann neben ihm bestehen.او میتواند در کنار او کم نیاورد.
4. (مجازی، اکوزاتیو) همردیف قرار دادن؛ در کنار هم نهادنبیشتر▾
• Sie stellen Goethe neben Schiller.آنها گوته را در کنار شیلر مینهند.
5. (داتیو) همزمان با؛ افزون بر؛ بهجزبیشتر▾
• Neben seinem Beruf leistet er viel gesellschaftliche Arbeit.افزون بر شغلش کار اجتماعی فراوانی انجام میدهد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




