در حال بارگذاری...

حرف‌اضافهPräposition

neben

[ˈneːbn̩]

معانی

• Er steht neben mir.او کنار من ایستاده است.
• Ich setze mich neben ihn.من کنار او می‌نشینم.
• Er kann neben ihm bestehen.او می‌تواند در کنار او کم نیاورد.
• Sie stellen Goethe neben Schiller.آن‌ها گوته را در کنار شیلر می‌نهند.
• Neben seinem Beruf leistet er viel gesellschaftliche Arbeit.افزون بر شغلش کار اجتماعی فراوانی انجام می‌دهد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی