1ضمیر مبهمIndefinitpronomen

Nichts

معانی

• Er hat nichts gehört.او هیچ چیزی نشنید.
• Es gab nichts Neues.چیز تازه‌ای نبود.
2
اسمNomen
das/[nɪçʦ]
جمع: Nichtse
ملکی: Nichts

معانی

• Viele Religionen erzählen von der Schöpfung aus dem Nichts.بسیاری از ادیان از آفرینش از عدم سخن می‌گویند.
• Nach dem Nichts zu fragen, bedeutet, so zu tun, als sei es etwas.پرسیدن از نیستی یعنی چنین وانمود کنیم که نیستی چیزی است.
• Wie aus dem Nichts taucht ein Zivilfahnder auf.انگار از هیچ، یک مأمور لباس‌شخصی پیدا می‌شود.
• Vor 50 Jahren stand das Land vor dem Nichts.پنجاه سال پیش آن کشور در برابر نیستی (بی‌چیزی) ایستاده بود.
• Ohne Auto bist du ein Nichts in Marzahn.بدون ماشین در مارتسان هیچ کسی هستی.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی