صفتAdjektiv

öffentlich

[ˈœfn̩tlɪç]

معانی

• Er trat öffentlich auf.او به‌طور علنی ظاهر شد.
• Wir benutzen die öffentlichen Verkehrsmittel.ما از وسایل حمل‌ونقل عمومی استفاده می‌کنیم.
• Öffentliche Gelder müssen sparsam verwendet werden.بودجهٔ عمومی باید با صرفه‌جویی مصرف شود.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی