1اسمNomen

Orange

die / das/[oˈʀɔ̃ːʒə] [oˈʀaŋʒə]

معانی

جمع: Orangenملکی: Orange
• Sie schält eine Orange.او یک پرتقال را پوست می‌گیرد.
ملکی: Orange
• Er bevorzugt beim Malen ein kräftiges Orange.او هنگام نقاشی نارنجی پررنگ را ترجیح می‌دهد.
2
صفتAdjektiv
[oˈrɑ̃ːʃ] [oˈʀaŋʃ]

معانی

• Sie trägt ein oranges Halstuch.او شال‌گردن نارنجی‌ای دارد.
• Der orange Riese ist bekannt für sein Engagement im Kulturbereich.«غول نارنجی» به مشارکتش در حوزه‌ی فرهنگ معروف است.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی