اسمNomen

Ordnung

die
جمع: Ordnungen
ملکی: Ordnung

معانی

• Er ist mit der Ordnung seiner persönlichen Angelegenheiten beschäftigt.او مشغولِ سروسامان‌دادن به کارهای شخصیِ خود است.
• Er ist an Ordnung gewöhnt.او به نظم عادت دارد.
• Das Kind braucht seine Ordnung.کودک به نظمِ خودش نیاز دارد.
• Bei diesem Lehrer ist die Ordnung in der Klasse gut.نزدِ این معلم نظمِ کلاس خوب است.
• Die Wörter stehen in alphabetischer Ordnung.واژه‌ها به‌ترتیبِ الفبایی آمده‌اند.
• Raubtiere und Nagetiere sind Ordnungen der Säugetiere.گوشت‌خواران و جوندگان راسته‌های پستانداران هستند.
• Der Umsturz der bestehenden Ordnung wurde gefordert.برانداختنِ نظمِ موجود مطالبه شد.
• Die Ordnung im Zivilprozess regelt den Ablauf des Verfahrens.آیین‌نامه‌ی دادرسیِ مدنی روندِ رسیدگی را تنظیم می‌کند.
• Das war ein Fehler erster Ordnung.این اشتباهی در بالاترین درجه (اشتباهی بسیار بزرگ) بود.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی