در حال بارگذاری...

اسمNomen

Osten

der/[ˈɔstn̩]
ملکی: Ostens

معانی

• Von der Sonne weiß man, dass sie jeden Morgen im Osten aufgeht.درباره‌ی خورشید می‌دانیم که هر صبح در شرق طلوع می‌کند.
• Wir wohnten in einem winzigen Haus im Osten Londons.ما در خانه‌ای بسیار کوچک در شرق لندن زندگی می‌کردیم.
• Proeuropäer stehen Prorussen gegenüber, der Westen und der Osten gehen auf Konfrontation.هواداران اروپا و هواداران روسیه رو در روی هم‌اند و غرب و شرق به رویارویی می‌روند.
• Immer mehr Menschen ziehen in den Osten.افراد بیشتری به شرق (آلمان) نقل مکان می‌کنند.
• Alles Sportive hatte im Osten eine andere Bedeutung als im Westen.هر چیز ورزشی در شرق معنایی دیگر از غرب داشت.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی