در حال بارگذاری...

اسمNomen

Westen

der/[ˈvɛstn̩]
ملکی: Westens

معانی

• Mithilfe des Kompasses vermerkst du die vier Himmelsrichtungen: Norden, Osten, Süden und Westen.با قطب‌نما چهار جهت را یادداشت می‌کنی: شمال، شرق، جنوب و غرب.
• Die Berliner Geschäftsfrau sitzt in der Küche ihres Büros im Westen der Stadt.زن کاسب برلینی در آشپزخانه‌ی دفترش در غرب شهر نشسته است.
• Die Länder des reichen Westens müssen sich eingestehen, dass wirtschaftliche Entwicklung nicht nur wenigen nützen darf.کشورهای غرب ثروتمند باید بپذیرند که توسعه‌ی اقتصادی نباید تنها به سود عده‌ای اندک باشد.
• Nur 32 Prozent der Beschäftigten im Westen verdienen weniger als 2000 Euro.تنها ۳۲ درصد شاغلان در غرب (آلمان) کمتر از ۲۰۰۰ یورو درآمد دارند.
• Ihr Buch durfte im Westen erscheinen, aber nicht in der DDR.کتاب او در غرب منتشر شد، اما در جمهوری دموکراتیک آلمان اجازه‌ی چاپ نیافت.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی