در حال بارگذاری...

اسمNomen

Praktikum

das/[ˈpʀaktikʊm]
جمع: Praktiken/Praktika
ملکی: Praktikums

معانی

• Er macht ein Praktikum in einem Verlag.او در یک انتشارات کارآموزی می‌کند.
• Er hat im Praktikum sehr gute Leistungen gezeigt.او در کارگاه عملی عملکرد بسیار خوبی نشان داد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی