اسمNomen
Praktikum
das/[ˈpʀaktikʊm]
جمع: Praktiken/Praktika
ملکی: Praktikums
معانی
1. کارآموزی؛ فعالیتی موقت در یک شرکت برای آشنایی با شغل و کسب مهارتهای کاریبیشتر▾
• Er macht ein Praktikum in einem Verlag.او در یک انتشارات کارآموزی میکند.
2. تمرینهای عملی در دانشگاه؛ آزمایشگاه و تمرین برای بهکار بستن دانش نظری در یک رشتهبیشتر▾
• Er hat im Praktikum sehr gute Leistungen gezeigt.او در کارگاه عملی عملکرد بسیار خوبی نشان داد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




