Übung
معانی
1. تمرین؛ عملِ تمرین کردن (فقط مفرد)بیشتر▾
2. مهارت و ورزیدگی که از راهِ تمرین به دست آمده استبیشتر▾
3. تمرین؛ کارِ مکرر و منظم برایِ یادگیری و افزایشِ تواناییبیشتر▾
4. کلاسِ تمرینی؛ جلسهیِ آموزشی در دانشگاه که دانشجویان در آن فعالانه مشارکت میکنندبیشتر▾
5. (مذهب) تأملِ معنوی؛ بخشی از ریاضتهایِ دینیبیشتر▾
6. (ورزش) حرکت؛ دنبالهیِ تکرارشوندهیِ حرکاتی که اغلب برایِ تمریناندبیشتر▾
7. مانور؛ عملیاتِ آزمایشیبیشتر▾
8. (منطقهای، بهویژه جنوبِ آلمان، اتریش، سوئیس) رسم؛ عرفبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
