اسمNomen

Preis

der/[pʀaɪ̯s]
جمع: Preise
ملکی: Preises

معانی

• Im Internet bestimmen allein Angebot und Nachfrage den Preis.در اینترنت فقط عرضه و تقاضا قیمت را تعیین می‌کنند.
• Er vollendete das Werk um den Preis seiner Gesundheit.او اثر را به بهای سلامتی‌اش تمام کرد.
• Jeder Sportler, der die Ziellinie überquert, kann einen attraktiven Preis gewinnen.هر ورزشکاری که از خط پایان بگذرد، می‌تواند جایزه‌ی جذابی ببرد.
• Die Schriftstellerin wird mit dem Kleist-Preis ausgezeichnet.نویسنده با جایزه‌ی کلایست تجلیل می‌شود.
• Der Rennfahrer strahlte nach dem Großen Preis von Deutschland.راننده‌ی مسابقه پس از گرندپری آلمان درخشان بود.
• Er wurde mit dem Großen Preis der Jury ausgezeichnet.او با جایزه‌ی بزرگ هیئت داوران تجلیل شد.
• Er schrieb ein Gedicht zum Preise des Frühlings.او شعری در ستایش بهار نوشت.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی