1قید مکانLokaladverb

rechts

[ʀɛçʦ]

معانی

• Sie ging rechts von ihm.او در سمت راستِ او راه می‌رفت.
• Das Auto will rechts abbiegen.ماشین می‌خواهد به راست بپیچد.
• Von rechts kommt ein Radfahrer.از سمت راست یک دوچرخه‌سوار می‌آید.
• Er steht mit seinen Anschauungen ganz rechts.او با دیدگاه‌هایش کاملاً راست‌گراست.
• Dreh den Pullover nach rechts.پلیور را روی رو بچرخان.
• Die letzte Masche wird rechts gestrickt.آخرین حلقه به‌صورت راست بافته می‌شود.
2
حرف‌اضافهPräposition
[ʀɛçʦ]

معانی

• Rechts und links der Allee stehen Häuser.در دو سوی خیابانِ درخت‌دار خانه‌ها ایستاده‌اند.
• Das ist eine Partei rechts der CSU.این حزبی در سمت راستِ CSU است.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی