1قید مکانLokaladverb
rechts
[ʀɛçʦ]
معانی
1. سمت راست، در سمت راستبیشتر▾
• Sie ging rechts von ihm.او در سمت راستِ او راه میرفت.
2. به راست (جهت)بیشتر▾
• Das Auto will rechts abbiegen.ماشین میخواهد به راست بپیچد.
3. از راست (آغازِ حرکت)بیشتر▾
• Von rechts kommt ein Radfahrer.از سمت راست یک دوچرخهسوار میآید.
4. (سیاسی) راستگرا (تعلق به جناح راست)بیشتر▾
• Er steht mit seinen Anschauungen ganz rechts.او با دیدگاههایش کاملاً راستگراست.
5. (نساجی) رو (سمت بیرونیِ پارچه)بیشتر▾
• Dreh den Pullover nach rechts.پلیور را روی رو بچرخان.
6. (بافندگی) با دستِ راست؛ بافتِ راستبیشتر▾
• Die letzte Masche wird rechts gestrickt.آخرین حلقه بهصورت راست بافته میشود.
2
حرفاضافهPräposition
[ʀɛçʦ]
معانی
1. سمت راستِ (از دید گوینده)بیشتر▾
• Rechts und links der Allee stehen Häuser.در دو سوی خیابانِ درختدار خانهها ایستادهاند.
2. (سیاسی) در سمت راستِ (طیف سیاسی)بیشتر▾
• Das ist eine Partei rechts der CSU.این حزبی در سمت راستِ CSU است.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
