Reis
معانی
1. برنج (غذا)؛ دانههای برنج بهعنوان خوراک؛ این لغت بهندرت جمع بسته میشودder Reisبیشتر▾
2. برنج (گیاه)؛ گیاهی از جنس Oryza، بهویژه Oryza sativa، که عمدتاً در آسیا کشت میشود و دانههایش در آنجا اصلیترین غذای پایه استder Reisبیشتر▾
3. (ادبی) شاخهی کوچک؛ شاخهی نازکdas Reisبیشتر▾
4. خارخاشک، شاخههای ریز و خشک که برای آتش جمع میشوند؛ فقط جمعdas Reisبیشتر▾
5. جوانه، نهال؛ شاخهی تازهروییدهdas Reisبیشتر▾
6. (مجازی) نوزاد، فرزند؛ نوه و نتیجهdas Reisبیشتر▾
7. قلمهی پیوندی؛ شاخهای که برای پیوند زدن به درخت دیگر استفاده میشودdas Reisبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
