اسمNomen

Reiseführer

der
جمع: Reiseführer
ملکی: Reiseführers

معانی

• Wir haben einen illustrierten Reiseführer gekauft.ما یک کتاب راهنمای سفر مصور خریدیم.
• Der Reiseführer erklärte der Gruppe die Geschichte der Stadt.راهنمای تور تاریخ شهر را برای گروه توضیح داد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی