اسمNomen
Reise
die/[ˈʀaɪ̯zə]
جمع: Reisen
ملکی: Reise
معانی
1. سفر؛ رفتن از یک مکان به مکانی دورتر (و ماندن در آنجا)بیشتر▾
• Bei einer Reise in den Norden sollte nicht viel auf dem Programm stehen.در سفر به شمال نباید برنامهی زیادی در نظر گرفت.
2. (ادبی، کنایی) آخرین سفر؛ مرگبیشتر▾
• Er trat seine letzte Reise an.او آخرین سفرش را آغاز کرد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
