Satz
معانی
1. جمله؛ واحدِ زبانیِ مستقل و معنادار که طبقِ قواعدِ دستور و منطق از چند واژه ساخته میشودبیشتر▾
2. قضیه؛ گزارهیِ علمی یا اصلبیشتر▾
3. (چاپ) حروفچینی؛ عملِ چیدنِ دستنوشته با حروفبیشتر▾
4. (چاپ) صفحهآرایی؛ متنِ حروفچینیشدهبیشتر▾
5. تهنشین؛ رسوبِ مواد جامد از مایعبیشتر▾
6. نرخ؛ مبلغِ تعیینشدهبیشتر▾
7. (موسیقی) موومان؛ بخشِ مستقل از یک اثرِ چندبخشیبیشتر▾
8. (موسیقی) تنظیم؛ شیوهیِ آهنگسازی و صداگذاریِ یک قطعهبیشتر▾
9. (ورزش) ست؛ بخشِ مستقل از یک مسابقهیِ چندبخشی، بهویژه در تنیسبیشتر▾
10. دست؛ ست؛ چند چیزِ همنوع که به هم تعلق دارندبیشتر▾
11. جهش؛ پرشبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
