Tee
معانی
1. چای (نوشیدنی)؛ نوشیدنی معطر که از دمکردهی داغ اجزای گیاهی خشک به دست میآید؛ جمع بهندرت به کار میرودder Teeبیشتر▾
2. چای (از برگ چای)؛ نوشیدنی که از برگهای خشک بوتهی چای تهیه شود (Schwarztee، Grüntee)der Teeبیشتر▾
3. چای گیاهی؛ نوشیدنیای از اجزای خشک یا تازهی گیاهان (دارویی)der Teeبیشتر▾
4. چای (مادهی خشک)؛ اجزای گیاهانی که برای تهیهی دمکرده خشک یا تخمیر میشوند؛ جمع بهندرت به کار میرودder Teeبیشتر▾
5. چای (برگ خشک و تخمیرشده)؛ برگهای خشک (و تخمیرشده) یک گونه از تیرهی چایder Teeبیشتر▾
6. (کمکاربرد) برگها، گلها و اجزای (اغلب خشکشدهی) گیاهان دارویی که دمکرده میشوندder Teeبیشتر▾
7. چای (گیاه)؛ گیاه یا گونهای از تیرهی چای که برگهای خشکشدهاش برای تهیهی نوشیدنی داغ به کار میرود؛ جمع بهکار نمیرودder Teeبیشتر▾
8. مهمانی چای؛ دورهمی دوستانه که در آن چای (و تنقلات) داده میشودder Teeبیشتر▾
9. (گلف) تی؛ میخ یا زیرتوپی چوبی یا پلاستیکی که توپ گلف برای ضربهی راحتتر روی آن گذاشته میشودdas Teeبیشتر▾
10. (کنایی) محل ضربهی اول در زمین گلف (هممعنی Abschlag)das Teeبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
