übertragen
| Perfekt | Präteritum | Präsens | Pronomen |
|---|---|---|---|
| habe übertragen | übertrug | übertrage | ich |
| hast übertragen | übertrugst | überträgst | du |
| hat übertragen | übertrug | überträgt | er/sie/es |
| haben übertragen | übertrugen | übertragen | wir |
| habt übertragen | übertrugt | überträgt | ihr |
| haben übertragen | übertrugen | übertragen | sie/Sie |
معانی
1. (رادیو و تلویزیون) پخش کردن؛ چیزی را بدونِ تأخیر پخش کردنübertragen+akk.بیشتر▾
2. (فنی) از یک رسانه به رسانهای دیگر منتقل و تبدیل کردنübertragen+akk.بیشتر▾
3. (بدونِ تغییر) در جایی دیگر دوباره نوشتن؛ رونویسی کردنübertragen+akk.بیشتر▾
4. (سخن یا نوشته) از یک شکل به شکلی دیگر درآوردن؛ ترجمه کردنübertragen+akk.بیشتر▾
5. (روشها و رویکردهایِ آزموده) در حوزهیِ دیگری بهکار بردنübertragen+akk.بیشتر▾
6. (وظیفه یا کار) به کسی سپردنübertragen+dat./akk.بیشتر▾
7. (مالکیت) به نامِ کسی کردن؛ واگذار کردنübertragen+dat./akk.بیشتر▾
8. (مجازی) ارزشها، علایق و حالات را به دیگران منتقل کردنübertragen+akk.بیشتر▾
9. (انعکاسی) (احساس یا حالت) به دیگری سرایت کردنsich übertragenauf+akk.بیشتر▾
10. (پزشکی) بیماری یا عاملِ بیماری را منتقل کردن و مبتلا کردنübertragen+akk.بیشتر▾
11. (اصطلاحیِ پزشکی) بارداری را بیش از ۴۲ هفته ادامه دادنübertragen+akk.بیشتر▾
12. (فناوریِ اطلاعات) دادههایِ دیجیتال را کپی کردن یا از راهِ خط و اینترنت ارسال کردنübertragen+akk.بیشتر▾
معانی
1. (زبانشناسی) مجازی؛ از یک حوزهیِ معنایی به حوزهای دیگر بردهشده (فقط در جایگاهِ وصفی)بیشتر▾
2. (اصطلاحیِ پزشکی) بارداریِ بیش از موعد؛ (کودک) بیش از ۴۲ هفته در رحم ماندهبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
