اسمNomen
Überweisung
die/[ˌyːbɐˈvaɪ̯zʊŋ]
جمع: Überweisungen
ملکی: Überweisung
معانی
1. حوالهی بانکی، واریز (انتقالِ مبلغی پول از حسابی به حسابِ دیگر)بیشتر▾
• Die Überweisung des Geldbetrages auf das Sparkonto dauert zwei Tage.واریزِ مبلغ به حسابِ پسانداز دو روز طول میکشد.
2. ارجاع (پزشکی) (فرستادنِ بیمار نزدِ متخصص یا به بیمارستان)بیشتر▾
• Der Arzt ordnete die Überweisung des Patienten ins Krankenhaus an.پزشک دستورِ ارجاعِ بیمار به بیمارستان را صادر کرد.
3. ارجاع (اداری و قانونی) (فرستادنِ یک مقرره یا قانون به نهادی برای بررسی)بیشتر▾
• Die Überweisung der neuen Verordnung an den Bundestag steht noch aus.ارجاعِ مقررهی جدید به بوندستاگ هنوز انجام نشده است.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
