und
معانی
1. (برایِ فهرستکردن) پیوندِ واژهها یا اجزایِ جمله؛ وبیشتر▾
2. (تکرار برایِ تأکید) بیانگرِ افزایش یا شدتبیشتر▾
3. (ترکیبِ دو ویژگی) که هم … و هم …بیشتر▾
4. (پیوندِ دو مفهومِ مرتبط) و؛ برایِ نشان دادنِ رابطه میانِ دو چیزبیشتر▾
5. (ریاضی، محاوره) بهعلاوهبیشتر▾
6. (پیوندِ جملهها) ادامهیِ گفتار؛ وبیشتر▾
7. (همزمانی) در همان حال، همزمانبیشتر▾
8. (توالی) سپس، بعدبیشتر▾
9. (نتیجه) بنابراین، در نتیجهبیشتر▾
10. (تقابل) در حالی که، ولیبیشتر▾
11. (حالتِ مخالفنما) هرچند، حتی اگربیشتر▾
12. (پاسخِ تأکیدی) «Und wie!» و «Und ob!»؛ بهمعنایِ «البته، حتماً!»بیشتر▾
13. (تأکیدِ آغازگرانه) افزودنِ نکتهای تازه به گفتارِ پیشینبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
