unten
معانی
1. پایین؛ در جایی که نسبت به یک نقطهی مرجع پایینتر است (ضد oben)بیشتر▾
2. (مجازی) در عبارتهای ثابت: آشفته بودن، همهچیز را زیر و رو کردن، سراپابیشتر▾
3. (مجازی، محاورهای) در جنوببیشتر▾
4. (مجازی، عامیانه؛ bei jmdm. unten durch sein) نزد کسی همهی محبوبیتش را از دست دادنبیشتر▾
5. در ادامهی همین متن، در صفحههای بعدی کتاببیشتر▾
6. (جمهوری دموکراتیک آلمان؛ von unten) از سوی مردم، از پایهبیشتر▾
7. در رتبهی پایین شغلی؛ در موقعیت زیردستیبیشتر▾
8. در ردهی پایین اجتماعی؛ از طبقهی فرودستبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.




