در حال بارگذاری...

قید مکانLokaladverb

unten

معانی

• Die Flasche steht links unten im Schrank.بطری پایین سمت چپ کمد است.
• Das Kind war von oben bis unten bespritzt.بچه سراپا خیس بود.
• Sie blieben vier Wochen dort unten.آن‌ها چهار هفته آن پایین (جنوب) ماندند.
• Bei mir ist er unten durch.او نزد من آبرویی ندارد.
• Weiter unten im Buch ist darauf verwiesen.پایین‌تر در کتاب به آن اشاره شده است.
• Die Initiative von unten wird gefördert.ابتکار مردمی تشویق می‌شود.
• Er hat ganz unten angefangen.او از پایین‌ترین رده شروع کرد.
• Ich stamme von unten.من از طبقه‌ی فرودستم.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی