قید مکانLokaladverb
oben
معانی
1. بالا؛ در جای بلند (ضد unten)بیشتر▾
• Das Buch steht oben auf dem Schrank.کتاب بالای کمد است.
2. (مجازی) در عبارتهای ثابت: آرام و خونسرد ماندن، در شمال بودنبیشتر▾
• Er hat den Kopf oben behalten.او خونسردیاش را حفظ کرد.
3. (محاورهای؛ von oben herab) متکبرانهبیشتر▾
• Er behandelt alle von oben herab.او با همه متکبرانه رفتار میکند.
4. در ارتفاع زیادبیشتر▾
• Oben auf den Bergen liegt noch Schnee.بالای کوهها هنوز برف هست.
5. در طبقهی بالابیشتر▾
• Wer wohnt oben?طبقهی بالا چه کسی زندگی میکند؟
6. جلوتر در همین کتاب یا متنبیشتر▾
• Wie ich oben erwähnte, ist das wichtig.همانطور که بالاتر اشاره کردم، این مهم است.
7. (محاورهای) در مرجع بالاتر؛ در ردهی مدیریتبیشتر▾
• Die Anordnung kommt von oben.دستور از بالا میرسد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




