در حال بارگذاری...

قید مکانLokaladverb

oben

معانی

• Das Buch steht oben auf dem Schrank.کتاب بالای کمد است.
• Er hat den Kopf oben behalten.او خونسردی‌اش را حفظ کرد.
• Er behandelt alle von oben herab.او با همه متکبرانه رفتار می‌کند.
• Oben auf den Bergen liegt noch Schnee.بالای کوه‌ها هنوز برف هست.
• Wer wohnt oben?طبقه‌ی بالا چه کسی زندگی می‌کند؟
• Wie ich oben erwähnte, ist das wichtig.همان‌طور که بالاتر اشاره کردم، این مهم است.
• Die Anordnung kommt von oben.دستور از بالا می‌رسد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی