اسمNomen

Vater

der/[ˈfaːtɐ]
جمع: Väter
ملکی: des Vaters

معانی

• Er hat seinen Vater früh verloren.او پدرش را زود از دست داد.
• Der leibliche Vater des Kindes ist unbekannt.پدرِ زیستیِ کودک ناشناخته است.
• Nach dem Tod seines Vaters wurde ihm sein Onkel zum Vater.پس از مرگِ پدرش، عمویش برایش جایِ پدر را گرفت.
• Der Vater von Heris Kalb ist Elefantenbulle Tusker.پدرِ گوساله‌یِ هری، فیلِ نرِ تاسکر است.
• Er gilt als der geistige Vater der Erfindung.او پدرِ معنویِ این اختراع به شمار می‌رود.
• Vater unser im Himmel.ای پدرِ ما که در آسمانی.
• Er kehrte in das Land seiner Väter zurück.او به سرزمینِ نیاکانش بازگشت.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی