اسمNomen
Viertelstunde
die/[ˌfɪʁtl̩ˈʃtʊndə]
جمع: Viertelstunden
ملکی: Viertelstunde
معانی
1. ربع ساعت؛ مدت پانزده دقیقهبیشتر▾
• Das Gespräch dauerte eine Viertelstunde.گفتوگو یک ربع ساعت طول کشید.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی




