در حال بارگذاری...

اسمNomen

Stunde

die/[ˈʃtʊndə]
جمع: Stunden
ملکی: Stunde

معانی

• Die Fahrt dauert zwei Stunden.سفر دو ساعت طول می‌کشد.
• Er bekommt zehn Euro pro Stunde.او ساعتی ده یورو می‌گیرد.
• Die erste Stunde fiel aus.ساعت اول تعطیل شد.
• Die Stunde der Entscheidung war gekommen.لحظه‌ی تصمیم فرا رسیده بود.
• Ich bin zu jeder Stunde bereit.من هر ساعتی آماده‌ام.
• Seit dieser Stunde waren sie Freunde.از آن لحظه به بعد دوست بودند.
• Wir haben schöne Stunden miteinander verlebt.ما ساعت‌های خوشی را با هم گذراندیم.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی