اسمNomen
Zahl
die/[tsaːl]
جمع: Zahlen
ملکی: Zahl
معانی
1. عدد، رقمبیشتر▾
• Zwölf ist eine gerade Zahl.دوازده یک عددِ زوج است.
• Die Schüler lernen, wie man mehrstellige Zahlen addiert und subtrahiert.دانشآموزان یاد میگیرند چطور اعدادِ چندرقمی را جمع و تفریق کنند.
• Römische Zahlen werden heute vor allem noch auf Zifferblättern und in Kapitelüberschriften verwendet, obwohl sie im Alltag kaum noch gebraucht werden.اعدادِ رومی امروزه بیشتر روی صفحهٔ ساعت و در عنوانِ فصلها استفاده میشوند، هرچند در زندگیِ روزمره تقریباً دیگر کاربردی ندارند.
2. تعداد، شماربیشتر▾
• Die Zahl der Schüler in der Klasse ist hoch.تعدادِ دانشآموزانِ کلاس زیاد است.
• Die Zahl der Verkehrsunfälle ist im letzten Jahr deutlich gesunken.تعدادِ تصادفاتِ رانندگی در سالِ گذشته بهطورِ چشمگیری کاهش یافته است.
• Angesichts der stetig wachsenden Zahl an Bewerbern sah sich die Universität gezwungen, ihre Zulassungskriterien deutlich zu verschärfen.با توجه به تعدادِ روبهرشدِ متقاضیان، دانشگاه مجبور شد معیارهای پذیرشش را بهطورِ چشمگیری سختتر کند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
