صفتAdjektiv
zahllos
[ˈtsaːlloːs]
معانی
1. بیشمار، شمارشناپذیر، بسیار زیادبیشتر▾
• Am Himmel leuchten zahllose Sterne.در آسمان ستارههای بیشماری میدرخشند.
• Zahllose Touristen besuchen jedes Jahr diese berühmte Kathedrale.گردشگرانِ بیشماری هر سال از این کلیسای جامعِ معروف بازدید میکنند.
• Trotz zahlloser Versuche gelang es den Forschern jahrelang nicht, das Rätsel um die Entstehung des Phänomens zu lösen.با وجودِ تلاشهای بیشمار، پژوهشگران سالها نتوانستند رازِ پیدایشِ این پدیده را حل کنند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
