صفتAdjektiv
zahlungsfähig
[ˈtsaːlʊŋsˌfɛːɪç]
| zahlungsfähig | zahlungsfähiger | am zahlungsfähigsten |
معانی
1. قادر به پرداخت، توانِ مالیِ پرداخت داشتنبیشتر▾
• Die Firma ist zahlungsfähig.شرکت توانِ پرداخت دارد.
• Die Bank prüft vor der Kreditvergabe, ob der Kunde zahlungsfähig ist.بانک پیش از اعطایِ وام بررسی میکند که آیا مشتری توانِ پرداخت دارد یا نه.
• Trotz der wirtschaftlichen Krise blieb das Unternehmen dank seiner soliden Rücklagen weiterhin zahlungsfähig.با وجودِ بحرانِ اقتصادی، شرکت بهلطفِ ذخایرِ مالیِ محکمش همچنان توانِ پرداخت داشت.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
