اسمNomen

Zahn

der/[tsaːn]
جمع: Zähne
ملکی: Zahns

معانی

• Das Kind hat einen Zahn verloren.بچه یک دندانش را از دست داد.
• Der Zahnarzt empfahl ihr, sich dreimal täglich die Zähne zu putzen.دندان‌پزشک به او توصیه کرد سه بار در روز دندان‌هایش را مسواک بزند.
• Trotz regelmäßiger Zahnpflege musste sich der Patient wegen eines entzündeten Zahns einer aufwendigen Wurzelbehandlung unterziehen.با وجودِ مراقبتِ منظم از دندان، بیمار به‌خاطرِ یک دندانِ ملتهب مجبور به عصب‌کشیِ پیچیده‌ای شد.
• Das Zahnrad hat viele Zähne.چرخ‌دنده دندانه‌های زیادی دارد.
• Ein Zahn des Zahnrads war abgebrochen, sodass die Maschine stehen blieb.یکی از دندانه‌های چرخ‌دنده شکسته بود و دستگاه از کار افتاد.
• Ingenieure entwickelten ein Zahnrad, dessen Zähne speziell geformt sind, um die Reibung erheblich zu reduzieren.مهندسان یک چرخ‌دنده طراحی کردند که دندانه‌هایش به‌طورِ ویژه شکل گرفته‌اند تا اصطکاک را به‌طورِ چشمگیری کاهش دهند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی