اسمNomen

Zacke

die/[ˈtsakə]
جمع: Zacken
ملکی: Zacke

معانی

• Die Krone hat viele goldene Zacken.تاج نوک‌های تیزِ طلاییِ زیادی دارد.
• Die Bergspitze endete in einer scharfen Zacke, die weit über die Wolken hinausragte.قلهٔ کوه به یک نوکِ تیزِ برنده ختم می‌شد که خیلی بالاتر از ابرها بیرون زده بود.
• Die filigran gearbeiteten Zacken der Krone, jede einzeln mit Edelsteinen besetzt, zeugten von der Kunstfertigkeit mittelalterlicher Goldschmiede.نوک‌های ظریف‌کاری‌شدهٔ تاج که هر کدام تک‌تک با سنگ‌های قیمتی تزیین شده بودند، از مهارتِ زرگرانِ قرونِ‌وسطی حکایت داشتند.
• Der Kamm hat kleine Zacken.شانه دندانه‌های کوچکی دارد.
• Beim Schneiden bemerkte sie, dass eine Zacke der Säge abgebrochen war.موقعِ بریدن متوجه شد که یکی از دندانه‌های اره شکسته است.
• Die feinen Zacken des alten Kammes waren im Laufe der Jahrzehnte so abgenutzt, dass er kaum noch zu gebrauchen war.دندانه‌های ظریفِ شانهٔ قدیمی در طولِ دهه‌ها آنقدر ساییده شده بودند که تقریباً دیگر قابلِ استفاده نبود.
• Die Gabel hat vier Zacken.چنگال چهار دندانه دارد.
• Eine der Zacken der Gabel war leicht verbogen.یکی از دندانه‌های چنگال کمی خم شده بود.
• Antike Gabeln besaßen oft nur zwei Zacken, bevor sich im Laufe der Zeit die heute übliche vierzackige Form durchsetzte.چنگال‌های باستانی اغلب فقط دو دندانه داشتند، پیش از آنکه در طولِ زمان شکلِ چهاردندانه‌ایِ امروزی رایج شود.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی