اسمNomen
Zahnschmerzen
die/[ˈtsaːnˌʃmɛʁtsn̩]
جمع: Zahnschmerzen
ملکی: Zahnschmerzen
معانی
1. دنداندردبیشتر▾
• Ich habe starke Zahnschmerzen.من دنداندردِ شدیدی دارم.
• Wegen ihrer Zahnschmerzen musste sie kurzfristig einen Termin beim Zahnarzt vereinbaren.او بهخاطرِ دنداندردش مجبور شد فوراً وقتِ دندانپزشکی بگیرد.
• Manche Zahnschmerzen, die nachts unerträglich werden, deuten auf eine Entzündung des Zahnnervs hin, die sofort behandelt werden sollte.بعضی از دنداندردهایی که شبها غیرِقابلِتحمل میشوند، نشاندهندهٔ التهابِ عصبِ دندان هستند که باید فوراً درمان شوند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
