اسمNomen

Zahnweh

das/[ˈtsaːnveː]
ملکی: Zahnwehs

معانی

• Ich habe Zahnweh.من دندان‌درد دارم.
• Wegen seines Zahnwehs konnte er letzte Nacht kaum schlafen.او به‌خاطرِ دندان‌دردش دیشب به‌سختی توانست بخوابد.
• Manche Hausmittel gegen Zahnweh, etwa Nelkenöl, lindern zwar kurzfristig den Schmerz, ersetzen aber keinen Zahnarztbesuch.برخی درمان‌های خانگیِ دندان‌درد، مثلاً روغنِ میخک، اگرچه موقتاً درد را کم می‌کنند، اما جایگزینِ مراجعه به دندان‌پزشک نمی‌شوند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی