اسمNomen
Zapfen
der/[ˈtsapfn̩]
جمع: Zapfen
ملکی: Zapfens
معانی
1. کاجفندق، مخروطِ کاج (میوهٔ مخروطیشکلِ کاج و درختانِ سوزنیبرگِ دیگر)بیشتر▾
• Im Wald liegen viele Zapfen.در جنگل کاجفندقهای زیادی افتاده است.
• Die Kinder sammelten Zapfen für ihr Bastelprojekt.بچهها برای کارِ دستیشان کاجفندق جمع کردند.
• Aus den Samen, die sich in den Zapfen der Kiefer verbergen, können bei günstigen Bedingungen neue Bäume heranwachsen.از دانههایی که داخلِ کاجفندقها پنهان هستند، در شرایطِ مناسب میتوانند درختانِ جدید رشد کنند.
2. توپی، بندِ چوبی (گیرهای برایِ بستن/بازکردنِ سوراخِ بشکه)بیشتر▾
• Der Zapfen im Fass ist locker.توپیِ داخلِ بشکه شل است.
• Er schlug den Zapfen fest in das Spundloch des Fasses.او توپی را محکم داخلِ سوراخِ بشکه کوبید.
• Wird der Zapfen nicht richtig verschlossen, kann Luft eindringen und den Wein im Fass verderben.اگر توپی درست بسته نشود، هوا میتواند وارد شود و شرابِ داخلِ بشکه را خراب کند.
3. زبانه (اتصالِ نجاری، مثلاً میانِ دو تیرِ چوبی)بیشتر▾
• Die Balken werden mit einem Zapfen verbunden.تیرها با یک زبانه به هم متصل میشوند.
• Der Tischler fertigte den Zapfen so genau, dass er ohne Leim in das Loch passte.نجار زبانه را آنقدر دقیق ساخت که بدونِ چسب داخلِ سوراخ جا میشد.
• Bei traditionellen Fachwerkhäusern werden die Balken bis heute durch Zapfen und passende Aussparungen miteinander verbunden.در خانههای سنتیِ چوبیقاب، تیرها تا امروز از طریقِ زبانه و شیارهایِ متناسب به هم متصل میشوند.
4. میخِ چوبی، گُوِهبیشتر▾
• Er befestigte das Brett mit einem Zapfen.او تخته را با یک میخِ چوبی محکم کرد.
• Statt Nägeln verwendete der Handwerker einen hölzernen Zapfen.صنعتگر بهجایِ میخ از یک میخِ چوبی استفاده کرد.
• Früher wurden Möbelteile häufig ohne Metall, allein mit hölzernen Zapfen und Dübeln, zusammengefügt.قدیمها قطعاتِ اثاثیه اغلب بدونِ فلز، فقط با میخهای چوبی و پیچهای چوبی، به هم متصل میشدند.
5. محور، پاشنه (بخشِ چرخشیِ یک قطعه، مثلاً لولا یا محورِ چرخ)بیشتر▾
• Die Tür dreht sich um einen Zapfen.در دور یک محور میچرخد.
• Der Zapfen des Rades war stark abgenutzt.محورِ چرخ بهشدت ساییده شده بود.
• Damit sich das schwere Tor leicht öffnen lässt, ruht es auf einem präzise gefertigten Zapfen aus gehärtetem Stahl.برایِ اینکه دروازهٔ سنگین بهراحتی باز شود، رویِ یک محورِ دقیقاً ساختهشده از فولادِ سختشده قرار دارد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
