صفتAdjektiv
zauberhaft
[ˈtsaʊ̯bɐhaft]
| zauberhaft | zauberhafter | am zauberhaftesten |
معانی
1. مسحورکننده، افسونگر، بینهایت زیبابیشتر▾
• Der Garten sieht zauberhaft aus.باغ بینهایت زیبا بهنظر میرسد.
• Die Landschaft war bei Sonnenuntergang einfach zauberhaft.منظره در هنگامِ غروبِ آفتاب واقعاً افسونگر بود.
• Die zauberhafte Atmosphäre des alten Schlosses, erhellt von unzähligen Kerzen, ließ die Gäste den Alltag völlig vergessen.فضایِ افسونکنندهی قلعهی قدیمی که با شمعهای بیشمار روشن شده بود، مهمانان را کاملاً از یادِ زندگیِ روزمره برد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
