اسمNomen

Zeh

der/[tseː]
جمع: Zehen
ملکی: Zehs

معانی

• Ich habe mir den kleinen Zeh gestoßen.انگشتِ کوچکِ پایم را به چیزی زدم.
• Nach dem langen Marsch taten ihr alle Zehen weh.بعد از راهپیماییِ طولانی، همه‌ی انگشت‌های پایش درد می‌کرد.
• Der Arzt untersuchte den geschwollenen Zeh und stellte fest, dass er wahrscheinlich gebrochen war.پزشک انگشتِ پایِ متورم را معاینه کرد و متوجه شد که احتمالاً شکسته است.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی