اسمNomen

Zehe

die/[ˈtseːə]
جمع: Zehen
ملکی: Zehe

معانی

• Das Baby spielt gern mit seinen Zehen.نوزاد دوست دارد با انگشت‌های پایش بازی کند.
• Beim Barfußlaufen im Sand vergräbt sie gerne ihre Zehen im warmen Boden.موقعِ پابرهنه راه رفتن روی شن، او دوست دارد انگشت‌های پایش را در زمینِ گرم فرو کند.
• Die Physiotherapeutin erklärte, dass eine gute Beweglichkeit der Zehen für das Gleichgewicht beim Gehen entscheidend ist.فیزیوتراپیست توضیح داد که تحرکِ خوبِ انگشت‌های پا برای تعادل هنگامِ راه رفتن تعیین‌کننده است.
• Das Rezept braucht zwei Zehen Knoblauch.این دستورِ پخت به دو حبه سیر نیاز دارد.
• Sie presste eine Zehe Knoblauch in die heiße Pfanne.او یک حبه سیر را در ماهیتابهٔ داغ له کرد.
• Für eine kräftigere Würzung kann man ruhig noch eine zusätzliche Zehe Knoblauch fein hacken und untermischen.برای طعم‌دهیِ قوی‌تر می‌شود بدونِ نگرانی یک حبه سیرِ اضافه را ریز خرد کرد و اضافه کرد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی