اسمNomen

Zeuge

der/[ˈtsɔɪ̯gə]
جمع: Zeugen
ملکی: Zeugen

معانی

• Er war Zeuge des Unfalls.او شاهدِ تصادف بود.
• Die Polizei sucht Zeugen, die den Vorfall beobachtet haben.پلیس دنبالِ شاهدانی می‌گردد که آن حادثه را دیده‌اند.
• Als einziger Zeuge des Verbrechens musste er vor Gericht eine Aussage machen, die das gesamte Verfahren maßgeblich beeinflusste.او به‌عنوانِ تنها شاهدِ آن جنایت، مجبور شد در دادگاه شهادتی بدهد که کلِ روندِ دادرسی را به‌طورِ چشمگیری تحتِ تأثیر قرار داد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی