اسمNomen
Zielscheibe
die/[ˈtsiːlˌʃaɪbə]
جمع: Zielscheiben
ملکی: Zielscheibe
معانی
1. هدف، نشانه، تختهٔ هدف (در تیراندازی)بیشتر▾
• Der Pfeil trifft die Zielscheibe.تیر به تختهٔ هدف میخورد.
• Beim Training übt er täglich das Schießen auf die Zielscheibe.او در تمرین هر روز تیراندازی به سمتِ تختهٔ هدف را تمرین میکند.
• Die Zielscheibe wurde in exakt zehn Meter Entfernung aufgestellt, um faire Bedingungen für alle Teilnehmer zu gewährleisten.تختهٔ هدف دقیقاً در فاصلهٔ ده متری قرار داده شد تا شرایطِ منصفانهای برای همهٔ شرکتکنندگان تضمین شود.
2. [مجازی] هدفِ تمسخر یا انتقاد، آماجبیشتر▾
• Er wurde zur Zielscheibe des Spotts.او هدفِ تمسخر شد.
• Wegen ihrer Meinung wurde sie schnell zur Zielscheibe heftiger Kritik.بهخاطرِ نظرش، او بهسرعت هدفِ انتقادهای شدید شد.
• In sozialen Netzwerken werden Prominente häufig zur Zielscheibe anonymer Anfeindungen, ohne sich wirksam dagegen wehren zu können.در شبکههای اجتماعی، افرادِ مشهور اغلب هدفِ خصومتهای ناشناس میشوند، بدونِ اینکه بتوانند بهطورِ مؤثری در برابرش دفاع کنند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
