صفتAdjektiv

zögerlich

[ˈtsøːɡɐlɪç]
zögerlichzögerlicheram zögerlichsten

معانی

• Er antwortete zögerlich.او با تردید پاسخ داد.
• Aus Angst vor Fehlern reagierte sie auf die Frage sehr zögerlich.او از ترسِ اشتباه، بسیار با تردید به سؤال واکنش نشان داد.
• Die zögerliche Haltung der Regierung gegenüber den Reformen stieß in der Öffentlichkeit zunehmend auf Kritik.موضعِ مردد دولت در قبالِ اصلاحات به‌طورِ فزاینده با انتقادِ افکارِ عمومی روبه‌رو شد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی